نمیدانم چرا ولی خیلی چسبید ! ![]()
باز هم زیاد حرف نزنم بهتر است بخوانید و کمکم کنید ! ![]()
توجه :
تغییرات لازمه صورت گرفت ... مخصوصا نقدی که خانوم مونا زنده دل کرده بودند !
امیدوارم تقریبا شعرمو کامل کرده باشم ...
بوی صداقت
های مجرم ! در غزل . شاکی نداری ؟؟ شعر ها خالی شده از ارتکابت
جای زخمی مانده در احساس ِ کاغذ این قلم . نوک می زند . با استقامت
درد. من را می کِشد, من هم سرش را اشک پایین می رود . در این رقابت
لحظه ها را می بَِرد از یاد . امّا عشق بالا رفته از تکنیکِ ساعت
مرگ , پایانی ندارد, تا تو هستی مرگ حاشا می شود در چشم هایت
سلام ... زیاد حرف نمیزنم ! بخوانید :
تغییرات در شعر اول انجام شد ! در بیت ۶ و ۸ ( ممنون از راهنمایی ها ! )
آقای مدیر !
انگار صدایم به شما ... نه شاید ... این حنجره , افتاده , صدا می خواهم ؟!
اصلا ً تو بگو لال شوَم ! امّا من با شعر نوشته ام ¬... خدا می خواهم _ ¯
یک نامه به دستت بدهم با پوزش در آن بنویسم , که چه ها می خواهم
*
گم کرده ی من هنوز , پیدا نشده از گم شدنم دو دست و پا می خواهم
تنگ است دلم , سیاه و تاریک شده آقای مدیر ! ! ! از تو جا می خواهم
هر کس به کسی قفس شده در عالم من در قفس دلم , تو را می خواهم
یک گوشه مرا بچسب باطل نشوم ! یک گوشه, بهشت از شما می خواهم
غزل دوم : به دلیل فجاعت وزنی حذف شد !
به هر حال از گداشتن کار ضعیف هیچ ترسی ندارم ... چون نقاط ضعفی که دارمو میتونم بر طرف کنم ...
ببخشید زیاد حرف زدم !
این دفعه با ۲تا غزل که امیدوارم ۲تاشونم بخونید و بهترینشو انتخاب کنید و نکات - و + رو بهم بگید واقعا ممنون میشم .
غزل اول :
هر کس به جرم ِ نبودن ... صدای بوق خطّی که داده عموما ً ... صدای بوق
_ شاعر شدی که بگی خط نمی دهد ؟ شاعر شدم که دقیقا ً ... صدای بوق
_ شاید تو از (( 117)) جدا شدی ؟؟ آقا ! الو ! به خدا من ... صدای بوق
_وقتش رسیده بگو ! .. .قطع میشود _ وقتش رسیده حضورا ً... صدای بوق
حالا صدای خواهش ِ ممتد برای تو حالا تمام ِ ز ن د گ ی ز ن... بوق
بوق
بوق
بوق...
تلفن قطع شد ! ![]()
به دلیل سوئ تفاهمات خود پرستی نمیگم شاعرش کیه فقط تا همین حد بدونید که خودمم!
بی معرفتی
روزی که 2 تا , 2تا , قلم می دادم بی معرفتی شد از قلم افتادم
یک جوجه ی زشتم انتهای این صف انگار همه خسته شدند از یادم
اینجا همه مغرور ِ غرورند ... ولی من می شکنم , تا برسد فریادم
آری! تو بگو: جوجه ی زشتم ... امّا تا قو , شدنم به هر کسی دلدادم
¯
حالا بنویس !! اسم ِ من را .... آقا ! بی معرفتی شد از قلم افتادم !!!
به دلایلی این پست از ۳ غزل به ۲ غزل کاهش پیدا کرد !
ببخشید اگه تا اینجا خسته شدید عوضش تا۱ هفته از دستم راحتین ... فقط
(( دستتون درد نکنه نقد و نظر یادتون نره ها ! )) ![]()
![]()
از اینکه انقدر زود آپ کردم معذرت میخوام هر چقدر زور زدم مثنوی پست قبلو درست کنم دیدم نه ! نمیشه !! حالا بی خیال عوضش این دفه یه غزل براتون میذارم که مشکل وزنی نداره ![]()
یه خبر خوب دیگه : اونم اینکه من تقطیع هجا ها رو یاد گرفتم و میتونم اونارو تبدیل به اوزان شعری کنم
البته فعلا کامل را نیافتادم اما از همه ی دوستانم مثل آقای سلیمانی و اعضای گروه توتم که من و کمک میکنن خیلی ممنونم ![]()
بریم سراغ غزل من ؟ << پس نظر یادت نره ها ! >>
توجه : به دلیل فجاعت وزنی پست قبل حذف شد !
مرگ نجابت
صدای تلخ ِ شکایت , دوباره در گوشم به جرم ِ مرگ نجابت , سیاه می پوشم
همیشه گرگم و با یک نقاب ِ چوپانی ز ِ سینه های صداقت, دورغ می دوشم
خلاف ِ حُرمت ِ مجنون ,همیشه با لیلا از اشتهای 2 لیوان , شراب می نوشم
خدای مهر و عدالت , کجای دنیایی ؟ تمام ِ بار ِ حوادث , نشسته بر دوشم
*
*
*
نفس رسیده به آخر , که مرگ می گوید : بزن به سیم ِ نبودن , بیا به آغوشم
شاعر : پدرام


